خرید بک لینک
50. مثلا قهر آشتی-قهر آشتی-قهر...

ایستگاه آخره؟ نمیدونم

ممکنه؟نمیدونم

دلت تنگه؟نه

خوب چرا؟تنهام آرامش دارم

تو تنهایت جای خالیش حس نمیشه؟میفهمی آرامش چیه یا نه خوب بود اره ولی ادعا داشت ارامش میخواد فقط دلش تنش و جنگ میخواست آزار رسوندن میخواست..

پس حس نمیشه؟میشه ولی به همه چیز که فک میکنم بی حس میشم به حس نبودنش

دیونه شدی؟ دیونگی هام ته کشیده با راه عقل رسیدم به جنون و از جنون دوباره رسیدم به عقل

آرامش هست؟هست

چرا با اینجا رسیدی؟نمیخام رمان بشه بیخیال

یه چیزی بگو!تنهایی خیلی خوبه شرف داره به بودن با کسی از همه چی فقط ادعا کردنشو بلده حتی زیباترین حس دنیا..

شاید اگه جفت داشتن خوب بود خالق هم جفت داشت! خدا یگانه است بی انتهاست همه چیزه اما تک بودنش هم بی انتها زیباست..

چی میشه؟نمیدونم مهم داشتن خداست که رهام نمیکنه

اینا حبابه؟اگه حباب روحانی حباب بود اینم میشه ولی کاش بود باورم نمیشه

باور!باورام ترکید..

کاش کاش.. بیخیال کاش این کاش کاش گفتن نمیذاره جلو رو ببینی و درد میذاره رو دردات، درس گرفتی از اون کاش ها بستته دیگه تکرار هیچی خوب نیست حتی خوبی با اینکه لذت داره ولی ممکنه تهش یه چیزی ببینی که دلتو بزنه

محکمی؟ریسمان الهی تو چنگمه و چنگم تو دست خدا

51.شهریور جان چه میکنی با من...

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 3:04

صفحه بندی